یار دبستانی |


روزی روزگاری زندگی بوی دیگری داشت. آن روزها آسمان همچون امروز آبی بود اما آبی اش صفای دیگری داشت. می شد فهمید،می شد احساس کرد بی آنکه ساعت ها به حلاجی آن تن داد. می شد دوست داشت،می شد دل سپرد بی آنکه تردید داشت.
روزی روزگاری می توانستی بفهمی در دنیا چه خبر است. یا اینکه بدانی زندگی رو به کدامین فروغ تجلی می یابد. می شد خندید بی آنکه نگران چشمهای تنگ نظر سنگی بود. آن روزها غصه ی تو در تعدد هم نفسی ها گم بود.
آن روزها روزگار خوبی بود. همه با صفا بودند. بازار محبت هم رونق دیگری داشت.
اما امروز گاه گدار دلت می گیرد از سیاهی سجاده ها، از تزویر و ریا. اگر روزی عشق معنای رفاقت بود اینک سود دلیل همه بودن هاست.
هر کسی سرنوشتی داشت بدان راضی اما امروز هر چه خوشی باشد اندوه نیز متعالی است.
شاید دلیل همه اینها دستان تاول زده دهقان است که چون دیروز قدر ندارد یا فریادهای دلسوزانه رهگذر که شنونده ای ندارد.
شاید هم زندگی همین بوده که اینک می بینی. شاید روزی روزگاری نیز زندگی قدری آشفته بوده است. شاید ...
زمانی که علی لاریجانی خود را دور از صندلی ریاست جمهوری برای نشستن بر کرسی دبیر شورای عالی امنیت ملی آماده می کرد و همه چیز را برای کنار زدن حسن روحانی مهیا می دید همچون سایر همراهانش به یکباره همه دستاوردهای گذشته را به باد تمسخر و انتقاد گرفت.رقیب او مسئولیت پرونده حساس هسته ای را عهده دار بود بنابراین در ایامی که بحث پرونده هسته ای به یک موضوع ملی تبدیل گشته و از این روی چشمان همه ایرانیان با حساسیت تمام به آن خیره شده بود و در حالیکه کوچکترین خطا از طرف تیم مذاکره کننده ایران از یک رو می توانست کشور را به سراشیبی بحران و انفعال پیش برد و از طرفی دیگر حق ملی ایرانیان را به خطر اندازد می بایست از فرصت بهترین استفاده تبلیغاتی را نمود.به خصوص آنکه فضای انتخابات هنوز بر کشور حاکم بود. در این میان متهم نمودن دولت قبلی و تیم مذاکره کننده هسته ای به تاراج حقوق ملی می توانست احساسات عمومی را نسبت به گردانندگان ارشد پرونده هسته ای تهییج کند. روزی که علی لاریجانی در موضع گیری نسبت به توافقات ایران با سه کشور اروپایی گفت: "اروپاییها در قبال دریافت مروارید به ما آب نبات داده اند" و در حالی که حامیان وی توافقات صورت پذیرفته را با عهدنامه های گلستان و ترکمنچای قیاس می کردند، اکثر حامیان گفتمان جدید جز آنان که در جریان مذاکرات صورت گرفته بودند ایران را در شرف بازپس گیری سرزمین های از دست رفته می دیدند افتخاری که می توانست نام آنان را چون قهرمانانی در تاریخ ثبت کند. متن کامل
بعضی از دوستان می گویند این همان محفل دموکراسی ایده آل شماست!؟ منظورشان غرب است که این روزها بدجوری دموکراسی و آزادی اش را به آزمون گذاشته است. از یک طرف به نام آزادی نمی گذارد کسی هلوکاست را زیر سئوال ببرد و از طرف دیگر موافق نیست به کسانی که یک پیامبر الهی را زیر سئوال می برند و به سخره می گیرند اعتراض شود.نمی دانم کدام یک نماد واقعی آزادی است؟ اما حرف من چیز دیگری است. اول اینکه اوضاع ما به قدری خراب است که باز هم نمی توانیم خودمان را با آنها(البته نه همه اشان) مقایسه کنیم.آش کمی شور است! دوم اینکه چه کسی گفته ما می خواهیم مثل آنها باشیم.آنچه روشنفکران از آن سخن می گویند فلسفه دموکراسی است که شرق هم در آن نقش داشته است.بنابراین کشورهای غربی نمی توانند حجت را تمام کنند. از طرف دیگر اگر مردش هستید چنان جامعه ای بسازید که بتوان در مقابل اکثریت مردم با روی باز همین کشورهای غربی را به دموکراسی دعوت کرد. البته به آن چیزی که فقط داخل مرزها ،آنهم کمتر از یک دهم مردم باورش دارند نمی توان اسم آزادی و دموکراسی گذاشت.
هر دو محکومند.
آنقدر با ارزش و محترم بود که سیدمحمد خاتمی - در حالی که در مالزی به سر می برد تا پیام صلح و دوستی را به گوش علاقمندان گفتگوی تمدن ها برساند - به احترامش پیامی ارسال کند.هر چه بود تودیع مردی بود که در سالهای اخیر در مسئولیت خطیر دیگری، موجب سربلندی ایران و ایرانی گشته بود و بارها با عملکرد خویش حس انساندوستی ایرانیان را به رخ جهانیان کشانده بود.او چنان گروه های علاقمند به خدمات نوع دوستانه را متوجه این گوشه از گیتی نمود که همگان بر آن شدند فارغ از درگیری و کشمکش های سیاستمداران، معتبرترین جایزه بین المللی بشردوستی - جایزه هانری داویسون - را به ایران اهدا کنند.بی شک دکتر نوربالا و جمعیت هلال احمر ایران لیاقت چنین توجهاتی را داشته اند.پس سیدمحمدخاتمی حق دارد در پیام خود و در خطاب به دکتر نوربالا که از او با عنوان فرهیخته و دانشمند یاد می کند تاکید کند که وظیفه خود می دانسته که در این جلسه حضور یابد و از این روی که نتوانسته متاسف است.احساس وظیفه ای که موجب شد با آنکه دولتمردان علاقمند نبودند جلسه ای درخور دکترنوربالا برای قدردانی از او برگزار شود اما به اصرار همکاران و داوطلبان جمعیت در نهایت برابر این خواسته تمکین کنند متن کامل
آنچه کمتر می توانی در وجود مهندس کلانتری استاندار سابق یزد بیابی "سکون" است.اگرچه به قول خودش مسئولیت اجرایی انسان را واردار می کند کارهایی انجام دهد که با ذائقه اش متناسب نیست اما به گمانم می توان در همان کارهایش نیز خطوط بی آلایش علایق اش را جست زیرا او در آنچه باور دارد ثابت قدم و پر انرژی است.اگرچه اینک در جایی دور از یزد مسئولیت دارد اما هنوز علایق سالهای گذشته را که در مقام استاندار پیگیر آن بود فراموش نکرده است.دلبستگی کلانتری به تشکل های غیر دولتی از همان روزهای نخست استقرارش در استانداری برای همه آشکار شد.بی شک یکی از دلایل همکاری ام با او همین روحیه مثال زدنی اش بوده است.او اصرار داشته و دارد بهترین و پربارترین جلساتش زمانی بوده که با جوانان در محیطی خودمانی حضور می یافته.او اینک نیز با حلاوت ویژه ای پیگیر امور تشکل هایی است که بانی آن بوده و بخش عمده ای از جلساتش به همین موضوع اختصاص می یابد.امروز وقتی با او صحبت می کردم براحتی می توانستم دریابم که در ذهن اش فکرهای بزرگی موج می زند که تنها و تنها با مشارکت همه علاقمندان این عرصه ممکن است.بدرستی تشکل های غیر دولتی پویا شاه کلید جامعه مدنی هستد.
مراسم "جوان یاران" انعکاس خوبی در بین جوانان و مدیران داشته.چندین خبر هم در وبلاگها آمده بود مانند زمان و یا میهمان برنامه.البته تا جایی که من خبر دارم با توجه به فصل امتحانات جوانان که محور اصلی برنامه هستند هنوز تاریخ دقیقی برای برگزاری تعیین نشده است.در مورد سخنران هم یکی دو نفر مطرح هستند که بطور یقین موضوع حضور سید محمد خاتمی با توجه به گرفتاریهای شخصی اش منتفی است.در هر صورت امیدوارم این برنامه هرچه زودتر برگزار شود.
مراسم ختم مادر بزرگ مهندس سفید فرصتی بود برای دیدار با فعالین عرصه های مختلف استان.بیشتر صحبتها حول مسایل و رویدادهای سیاسی اخیر کشور و برخوردهای نامناسبی بود که در هفته های گذشته با چهره های برجسته، در سطح کشور بوقوع پیوسته است.شاید بتوانم نمونه بارزی از آن را که خط بطلانی است بر همه ادعاهای دولت مهرورز و عدالت گستر که داعیه استقرار دولت انقلاب و امام را دارد در روزهای آینده بیان کنم.یکی دیگر از نکات قابل توجه امروز انعکاس گسترده برگزاری جلسات تفسیر قرآن حجة السلام معزالدینی بود که به ظاهر قرار است هر هفته روزهای چهارشنبه از ساعت ۱۸:۳۰ در باغ دولت آباد برگزار شود.با توجه به نگاه روز آقای معزالدینی به مطالب دین گمان می کنم اقشار مختلف استقبال خوبی نشان دهند.هفته گذشته جوانان استقبال خوبی از جلسه داشته اند که البته فردا تحت تاثیر امتحانات دانشگاهها شاید شرکت در جلسه برای آنان قدری مشکل باشد.
این روزها،برای هلال احمر ایام پر تلاطمی است.پیام خداحافظی دکتر نوربالا رئیس جمعیت از همکارانش به تمامی گمانه زنی ها و تردیدها در مورد رفتن وی از این مجموعه پایان داد.هر چند اکثر کارمندان این تشکل مردمی گمان می کردند هلال احمر با توجه به رسالت و عملکرد غریزیِ غیر سیاسی اش از دایره سیاست ورزی حاکمان سیاسی حداقل برای مدت کوتاهی بدور مانده، شامل تحولات ناشی از جابجایی قدرت نگردد لیکن چنین نشد و این مجموعه مورد اعتماد مردم جزو اولین هدفها برای تغییر مدیدیت قرار گرفت. حال همان شد که چندی زمزمه اش در محافل عمومی پیچیده بود.دکتر مسعود خاتمی از نیروهای نظامی باسابقه سپاه، رئیس بیمارستان بقیة الله العظم دیروز برای احراز این مقام معرفی گردید.وی همراه با دکتر علمداری برای کسب این مقام در رقابت است اما بی شک از شانس کمتری در این زمینه برخوردار خواهد بود.امیدوارم با حضور چهره های محرم دولت در این مجموعه ساختار تشکیلاتی هلال احمر که ثمره تلاش با ارزش بسیاری است از گزند کسب قدرت در امان بماند.
آخرين مطالب ارسالي;