یار دبستانی |


اصولگرایان این روزها درگیر بحث داغ و پرهیجان تعیین وزرای دولت آقای محمود احمدی نژاد هستند. دولتی که برای روی کار آمدنش هزینه های بسیاری را متحمل شده اند، هزینه هایی که گاه به قیمت فدا شدن آبروی سیاسی و جایگاه اجتماعی اشان بین عقلا، فرهیختگان و سیاسیون داخل و خارج نظام بوده است. توسل به اهرمهای فراقانونی و تخریب نامنصفانه چهره های برجسته و مردمی کشور، کمترین بازخوردهایی است که برای نیل به این هدف فرا روی آنان قرارگرفته است.
اگرچه به ظن بسیاری، پیشتازان و بازیگران اصلی این جریان جمعیتی قدیمی با رنگ و لعابی نو بنام آبادگرانند که موتور محرک آنان در شورای شهر- وشاید درمرتبه ای نازلتردر مجلس - نقش ویژه ای را ایفا می نمایند اما بی شک مشارکت و تاثیرگزاری در این میدان جزو دلمشغولی های همه اصولگرایان است.
بی شک موضوع کابینه و چینش وزرا با توجه باینکه آنان رسالت سنگینی را در عینیت بخشیدن به تمامی شعارهای رئیس جمهور چه قبل و چه در هنگامه تبلیغات ریاست جمهوری که از جانب رئیس جمهور محترم مطرح شده ، بر دوش دارند اهمیت موضوع را دو چندان می کند.
این کابینه می بایست از چنان توان ومحتوایی برخوردار باشد که بتواند حداقل از دولت پیشین که عملکردش از هجمه تند و گزنده رئیس جمهوردر امان نبوده است یک سر و گردن به اندازه تمام ادعاها بالا بایستد.
اگراصولگرایان از عالم اوهام به عالم واقعیت پناه برند و از توهم انگاری ناشی از تبلیغات عوام فریبانه خودساخته اشان برون آیند، خود را در برابر دو واقعیت چالش برانگیزخواهند یافت.
برخلاف تمام تبلیغات، سیاه نمایی ها و سنگ اندازیهایی که اصولگرایان بعد از دوم خرداد 76 و مواجهه با موج مردمی اصلاح طلبی با استفاده از تمامی امکانات و ابزارهای حکومتی، خصوصی و از طریق تریبونهای رسمی و غیررسمی در حق دولت اصلاحات ایراد کردند و اگرچه جریان اصلاحات هیچگاه برای حفظ پایگاه خود از شعارهای معیشتی بهره نجسته بود اما واقعیت چیزی جز آن است که اصولگرایان می گویند. به اعتراف آمار سازمانهای داخلی وبین المللی همچون صندوق پول و گاه به اعتراف عده ای از اقتصاددانان اردوگاه راست که از حداقل انصاف برخوردار بوده اند ، دولت آقای خاتمی در ابعاد اقتصادی بویژه در زیر ساختها در رقابت با سایر کشورهای در حال توسعه به توفیقات فراوانی نایل آمده است. اگرچه شاید مردم بطور شفاف این امر را در زندگی جاری خود لمس ننموده اند اما بی شک با تلاش مدیران دولت پیشین، ایران در مسیر مطلوبی قرار گرفته است که موجب خواهد گردید کشور و بتبع آن مردم ازشرایط مناسبی که در شاًن آنان است برخوردار گردند.
روی دیگر سکه باز هم مردمند. با توجه به مشکلات معیشتی و بالا رفتن توقعات جامعه که با اجرای سیاستهای باز دولت آقای خاتمی پدید آمده است عملکرد دولت از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.
حال که رئیس جمهور جدید با شعارهای معیشتی که مورد توجه قشرعامی مردم بوده وارد عرصه گردیده، قول حل مشکلات مردم را در ظرف 6 ماه داده است، توقعات جامعه ازدولت خدمتگذاردوچندان گشته، بخصوص آنکه این تعهدات با اسلام ناب نیز گره خورده باشد.
اینک دولت هفتاد میلیونی باید حداقل پاسخگوی هفده میلیون باشد. این کف مطالبات مردم عامی و نه نخبگان است.
براستی آزمون سختی فرا روی دولت جدید قرار دارد و به همین دلیل اهمیت تعیین وزرا قابل توجه می نماید.
اگرچه با توجه به سوابق اردوگاه راست وحضور پررنگ حرص و ولع قدرت بین آن اهالی، گمان می رود در تعیین وزرا و نیز در ادامه راه دچار تفرقه گردند اما توجه به این نکته از جانب آنان لازم بنظر می رسد که این بار با توجه به یکدست بودن حاکمیت و دارا بودن تمامی ابزارهای قابل و غیر قابل تصوردیگر جای هیچ عضری برای تحقق وعده های اصولگرایانه اشان باقی نیست.
بی شک گذر از این چالش نشانگر وزن اصولگرایی و ضامن بقای تفکر آنان در جامعه و در موجهه با اصلاح طلبی خواهد بود و شکست وتوفیقشان صحنه جدیدی را در عرصه ایران موجب خواهد گشت.
آن هنگام که تو را غرق طوفانها به پریشانی می سپارد
شاید بتوان به آرامی لبخند زد تا باد نیز لبخند زنان به رقص درآید
آری باید لبخند زد
پس تو هم لبخند بزن
انکار این مطلب که اگر سیاست ورزان از اهرم قدرت برای تحقق منافع شخصی خویش بهره گیرند می تواند موجب فساد و تضییع حقوق احاد مردم گردد امری دور ازواقع است لیکن رابطه قدرت و سیاست از منظردیگری نیز قابل طرح است.
قدرت در هر جامعه از ابعاد گوناگونی برخوردار است که مهمترین آن، اهرمهای اجرا و نهادینه کردن قدرت است. در جوامع گذشته این اهرمها بیشتر به شکل قوای قهریه و گماشته نمایان می گشت که غالباً رسالت اصلی آنان سرکوب و تحدی مردم – در نقطه مقابل مردم – جهت منافع شخصی عده ای صاحب نفوذ بوده است.اما امروزه در سایه رشد حوزه فکر و اندیشه مناسبات قدرت شکل جدیدی یافته است. به یمن گسترش دموکراسی، قدرت از عرصه خصوصی به عمومی نقل مکان یافته و به ابزاری در اختیار مردم برای تحقق خواسته های مقبولشان بدل گشته است -اگرچه این اعمال قدرت برای جلوگیری از بروز هرج و مرج و ناهنجاری های اجتماعی نه بشکل کاملاً مستقیم که در قالب های تعیین شده صورت می گیرد -قوای قهریه عموماً برای دفاع از کیان ملک و ملت تجهیز می شوند و بجای سرکوب آنان نقش مدافع را ایفا می نمایند.
امروز در سایه مناسبات جدید سیاسی، اجتماعی مردم این توان را یافته اند که این اعمال قدرت را توسط مراجعی که بر اساس تجارب بشری و با حدود معین شکل گرفته اند پیگیری کنند.
ریاست جمهوری (دولت)، مجلس و قضائیه میراث دنیای متمدن امروزی اند. اینک مردم براحتی می توانند با اراده خویش برای اعمال نظر در تعیین سمت و سوی حرکت کشتی عظیم قدرت با تعیین کارگزارانی همچون رئیس جمهور، وکلای مجلس و ... و نظارت بر عملکرد آنان، اعمال قدرت نمایند.
قدرت در خدمت مردم بواسطه کارگزاران یا همان سیاستمداران، هدفی است که در ساختارهای مردمی به آن توجه ویژه ای می گردد.بنابراین نقش و اهمیت تعامل صحیح در دو حوزه سیاست و قدرت به میان می آید.
سیاست ورزی چیزی جز تلاش برای تحقق تفکرات و خواستهای عمومی توسط عده ای اندیشمند که به دنبال تبیین بینش خاص طیف خویش اند نمی باشد.
اما براستی نباید از اهمیت عنصر نظارت و کنترل در این فرایند غافل شد که در این صورت احتمال سوء استفادهُ عده ای سیاست ورز دور از نظر نخواهد بود.عوامل نظارتی همچون انتخابات، مطبوعات آزاد و مستقل و نهادهای مدنی ...
رنگها چه زیبا می خوانند، چه پر معنی می فهمند
می خندند، می گریند؛
آنان تو را می خوانند
آری تو را می خوانند تا تجسم کنند نور را
تا معنی کنند خویش را؛
باید عاشقانه نگریست رنکها را و عاشقانه تجسم کرد آنها را
آنوقت خواهی فهمید رنگها را و اینکه چه پر احساس است ادراکشان؛
زندگی تفسیر زیبای رنگهاست
آبی، قرمز، زرد همه رنگهای کبریایی اند
چه کسی می گفت بی رنگی صادقترین ذات است
باید چشمها را به تبسم رنگها شستشو داد
تا فهمید رنگ عشق هیچ کم ندارد از آفتاب
تا باز عاشقانه تبسم زد به آسمان؛
من نمیدانم تو کدامین رنگی؟ اما می توانم احساس کنم آسمان دلت چه زیبا آبی است
تو زیباترین رنگ خیالی
و چه زیباست رنگ تو را خواستن
ای کاش می شد تو را خواستن
امروز به خودی خود می تواند منشاء یک تحول اجتماعی در تاریخ ایران باشد. امروز احمدی نژاد در خانه ملت برای دفاع از حقوق ملت در برابر نمایندگان مردم سوگند یاد کرد.
آری رئیس جمهوری که در ورای انتخابش بسیاری از قوانین نوشته ونانوشته این مرزوبوم توسط گروهی تمامیت خواه مورد تعرض واقع شد. همان تعرضی که خاتمی در توصیف همراه با تسامح خویش از آن با عنوان"بد اخلاقی های گسترده" یاد می کند. احمدی نزاد سوگند یاد کرد مدافع همان قانون وحقوق تضییع شده توسط هواداران خود باشد. حال جالب تر از آن وضعیت کسانی است که امروز مسند دهد.
نمایندگی ملت را یدک می کشند وطبق قانون رئیس جمهور منتخب ملت می بایست در برابر آنان تعهد بی شک اکثر راه یافتگان مجلس هفتم حضور خود را درمجلس می بایست هدیه ای از جانب شورای نگهبان قلمداد کنند. هدیه ای که به یمن ردصلاحیت خلاف قانون کاندیداهای اصلاح طلب و دگر اندیش- از طرف مرجعی که ماهیت وجودیش دفاع از قانون اساسی است- کادو گرفته شده است. حال شاید مشروعیت این عده بدلیل اینکه حکمشان به تایید – نعوذ باالله - امام زمان رسیده است – به قول و ادعای بعضی از حامیان آنان- اما بی شک به تایید مردم نرسیده اند.
سرچشمه می گیرد چه می تواند باشد خودبیانگر قرار گرفتن ایران در یک وضعیت پیچیده و نامشخص است. وضعیتی که می تواند کشور را آبستن تحولات اجتماعی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و چه بسا نظامی نماید.
آخرين مطالب ارسالي;