باز هم خسته ام!
باز هم شانه های ضعیفم اندوهی می کشند به سنگینی ایران
نمی دانم باید بگریم یا فریاد بزنم
هیچ نمی دانم! نمی دانم صدایم را خواهی شنید آن لحظه که در اجتماع تنهایی در گوشه ای حیران مانده ام
من برای ایرانم اشک می ریزم و فریاد می زنم
برای هموطنانی که چماق نادانی می زنند و می خورند
من ایستاده ام تا نگذارم سیاه جامه گان برای وطنم مرگ را جار بزنند
مرگ شعور را!
مرگ آزادی را!
من ایستاده ام
هم زمان با این اجتماع در چند نقطه ی دیگر شهر نیز تجمعات خوجوشی برگزار شد که متاسفانه با دخالت نیروهای انتظامی و بسیج به خشونت گروید.
این چنین برخوردهایی با مردمی که به حق کشی ای که علیه آنها شده اعتراض دارند، شایسته نیست. ضمن اینکه به نظرم جز تشدید درگیری نتیجه ای نخواهد داشت.
شکی نیست که تخریب اموال عمومی مورد تایید هیچ کس بخصوص هواداران اصیل مهندس موسوی نیست.
گاه در عمق سکوت شب چه بد صدا - جغد شوم خانه امان- آهنگ فلاکت سر می دهد
آری! از هزار شب افسون، خیره سر تر
و آرام آرام فرو می رود در فریاد شب
به راستی که چه شب غریبی است امشب!
که خود را می کوبد به پنجره ی افکارم
پلک ها را برهم گذاشته ام تا شاید بروم تا دور دست. بروم از شهر خیال
اما من امشب را به غنیمتی بیدارم تا مبادا در خواب فرو رود دشنه ی ریا بر سینه خواب آلودم
نگاهم به آسمان است. خیره در روشنایی ستارگان. ستارگان را می شمارم. یک به یک بی هراس از شب
و من! چه امیدی دارم، به قامت روشنایی شب
امشب شاید که شب افسون ها باشد، شب ریاهای اهالی تزویر
اما...
اما یارانم همه بیدارند. همه بیدارند تا بر سپیده دم آغوش بگشایند. من هم بیدارم.
عجب شبی است، امشب
از هزار شب ...
من تا خود روشنایی بیدارم
شاید که ببندند در دکان تزویر و ریا را...
براستی که چه شب درازی است امشب !؟
اما! اندکی صبر، سحر نزدیک است
اکثر شعبه هایی که سر زدم، مشارکت مردم بیش از حد انتظارم بود. و مهم اینکه اکثریت حاضرین در محل هواداران موسوی بودند. از تبریز و تهران هم خبرهای خوشی می رسد. تمام شدن تعرفه های رای در کمتر از نیمی از ساعات رای گیری حکایت از دوم خردادی دیگر دارد. بی صبرانه منتظرم!
سال نو که فرا می رسد انگار انسان نیز هم نفس با طبیعت می خواهد نو شود. می خواهد زندگی جدیدی شروع کند. زندگی سراسر مملو از تازگی. برای من که تا به یاد دارم همه ساله چنین بوده است. از همین روی می خواهی هر چه تلخی و زشتی بوده در سال قدیم وانهی و قدم به سال نو بگذاری. من هم از این روی می خواهم هر چه در سال گذشته به کراهت یاد می آورم آنجا بگذارم و از نو متولد شوم. می خواهم انسان کامل تری شوم. انسان بهتری.
در آغازین لحظات سال نو از خداوند رحمان و رحیم می خواهم من و همه را مورد توجه بیشتر قرار دهد. از گناهانمان بگذرد و ببخشد. جزو بندگان شایسته ی خود قرار دهد. در طاعتش صادق و خالصمان گرداند. خانواده و دوستانمان را سلامت بدارد. قلب هایمان را نسبت به هم مهربان و بی کینه و ریا گرداند. از گذشت کنندگان قرارمان دهد و در همه ی امور توفیقمان دهد.
از خداوند متعال می خواهم جهان را عاری از جنگ و ظلم و تبعیض قرار دهد و دین واقعی خویش را که در برگیرنده ی صلح و دوستی و بندگی است بر همه ی عالم بگستراند. در سال آینده از مشکلات و رنج و اندوه مردم بکاهد. الهی آمین.
سال نو بر همه ی شما مبارک باد.

انصراف خاتمی از نامزدی در انتخابات دهم ریاست جمهوری بیش از آنکه رنگ و بوی سیاسی داشته باشد - همانطور که از بیانیه ی انصرافش بر می آید - بیشتر انصرافی مبتنی بر گزاره های اخلاقی است.
"یا من یا مهندس موسوی" برای خاتمی که در گذشته بارها نشان داده بود خط قرمزش، سیاست بازی است - آن هم با مردمی که حاضر است بخاطر آنان از حیثیت خود نیز بگذرد- دلیل لازم در کنار کشیدن از صحنه ی انتخابات بود. خاتمی همانقدر که صادقانه آن جمله را بر زبان راند امروز به همان معنا بر قولش پا فشرد و به عهدش وفا کرد. متن کامل
ادامه مطلب...
به دل مي سپارم تو را تا نميرد خداحافظ اي همنشين هميشه
هر چند با اقدامش موافق نیستم و فکر می کنم می بایست به "زمان" وقت بیشتری می داد اما به تصمیم اش احترام می گذارم. خاتمی در حالی که می دید چقدر احتمال پیروزیش بالاست به راحتی کنار کشید. باید با صبوری و خردورزی به روزهای آینده بیاندیشیم. مهم آینده ی ایران است که خاتمی به حتم به همان خاطر عزم به کنار رفتن گرفت. امیدوارم در دل این تصمیم مصلحتی بزرگ جان گرفته باشد.

صحبت این روزهای فعالین سیاسی در کنار پرداخت به حواشی سفرهای سیدمحمد خاتمی و استقبال گسترده ی مردم از ایشان، به میرحسین موسوی و خبرهای پیرامون جدی شدن کاندیداتوریش متمرکز شده است.
نقل قول های مطرح شده گواه از جدی شدن حضور نخست وزیر دوران جنگ در عرصه ی انتخابات دارد. نقل قولی که در سطوح بالای اصلاح طلبان از چندی پیش نیز مطرح بود.
اما کشیده شدن این اخبار به افکار عمومی اصلاح طلبان واکنش های مختلفی را در پی داشت. متن کامل

ادامه مطلب...
بعید است زنان شاغل در کارخانجات نساجی نیویورک که در ۸ مارس ۱۸۷۵ در اعتراض به سطح پایین دستمزدها و برای بهبود شرایط کاریشان به خیابان آمدند به ذهنشان هم خطور می کرد که اقدام آنان در سالهای بعد موجب بروز حوادث تاثیرگذار دیگری در حوزه ی زنان شود. بطوریکه روزگاری سالگرد آن حرکت را روز جهانی زن نامگذاری کنند و همه ی مردم دنیا آن را به رسمیت بشناسند. حتی مردان جامعه!
زنان ایرانی نیز سالهاست در پی رسیدن به حقوق مشروعشان تلاش های قابل توجهی انجام داده اند. به دلیل همین تاثیرگذاری است که جنبش زنان در ایران همیشه جزو بحث برانگیزترین و چالش سازترین فعالیت های مدنی بشمار آمده است. هر چند فعالیت زنان ایرانی اغلب با موانع جدی سنت دست به گریبان بوده است اما این موضوع فعالین حوزه ی زنان را از تلاش برای رسیدن به خواست هایشان بازنداشته است. بررسی وضعیت و جایگاه زنان ایرانی مبین این مطلب است. بالا رفتن سطح اجتماعی با افزایش سطح تحصیلات - بطوری که در سالیان اخیر گوی سبقت را از مردان ربوده اند -، ورود جدی به محیط های کار، دست یافتن به مشاغل حساس و تاثیرگذار، تغییر بسیاری از قوانین نابرابر و فعالیت در عرصه های مدنی نشان می دهد که زنان ایرانی به چه اندازه در تحقق خواسته های طبیعی اشان موفق بوده اند.
معتقدم بسیاری از نابرابری های تحمیل شده بر زنان بدلیل ساختار فرهنگی مسلط در جامعه است که تصحیح آن نیازمند فعالیت هوشمندانه و خستگی ناپذیر جنبش اصیل زنان ایرانی است. برای تحقق این امر لازم است مردان نیز دوش به دوش زنان در این میدان فعالانه حضور داشته باشند.
روز جهانی زن را تبریک می گویم.

سیدمحمد خاتمی به شیراز رفت تا به دعوت شب یلدای حضرت حافظ و مردم شیراز پاسخ دهد. وی که ابتدا قرار بود در حرم مطهر شاهچراغ (ع) سخنرانی کند به ناچار در ورزشگاه دستغیب به دیدار مردم شیراز رفت تا بار دیگر مظلومیت اصلاح طلبان هویدا شود. دشواری های پیش آمده بخصوص کشمکش های میزبانان شیرازی با دولتی ها بر سر محل سخنرانی، خبر از روزهای سخت آینده برای طرفداران اصلاحات دارد. در این بین مواضع نماینده ی رهبری در یاسوج قابل توجه بود.
ادامه مطلب...

